|
زندگی برای آنان که می اندیشند یک کمدی است و برای آنان که احساس می کنند یک تراژدی ! (هوارس)
|
فرصتی برای عمل کردن به دگر اندیشی هایت نیست وقتی :
تنها نور چشمی پدر و مادری هستی که تنها امیدشان دیدن اتمام تحصیلات و مشغول شدنت به کاری است که فردا روز دست در دست یا در مقابل نامرد نباشی!!
وقتی پول وثیقه ات را نداری که بیایی بیرون و اهدافت و آرمانهایت را ادامه دهی ، وقتی کله گنده تر از تو جیکشان هم نمی آید، کسانی که اتومبیلشان چند تای وثیقه هاست !!
وقتی هیچ نهادی نیست که اعتراضت را بدون برچسب زدن و بدون انکار هویت هایت پاسخ دهند !!
وقتی تمام زحمات پدر و مادری هستی و تمام زحماتت همین لیسانس ات است و تمام امیدت ادامه تحصیلات !!
وقتی ممکن است به خاطر نوشتن مجله دانشجویی یک ستاره بگیری و با تعهد نامه وارد مقطع ارشد بشوی !
2 ستاره که شوی یک نهاد دولتی و کله گنده باید ضمانتت را کند
و سه تایی که شدی ...(منبع : روزنامه اعتماد ملی )
آری عزیز اینگونه حرف پدر را آویزه گوش میکنی که فکر نان باش که خربزه آب است
و اشک میریزی که با تمام اشتیاق برای شرکت در انجمن زنان ممکن است کافر و ملهد شناخته شوی بعد گزینش نشوی بعد بیکار شوی بعد ادامه تحصیل ندهی
و بنابراین خریدن یک تمبر هندی و خوردن آن را ترجیح میدهی و کلی دهم دل قشه میگیری که چقدر خوشمزه !!

بمان بمان می زنیم و دست آخر آنچه می ماند خودمانیم و حوضمان و ماهی هایی که می اندازیم و پس از مدتی بالا می آیند !
آمدن و رفتن به دست آرودن و از دست دادن قصه تکراری این روزگار و گلایه تکراری من و تو !
یوق زندگی !! چیزی که لذت عدم آن هنوز ثابت نشده و حال که وجود است باید خوب باشد .تمیز باشد.لذت بخش باشد . موفق باشد .
و چنگ و دندانی که می سایم با تمام شیطنتهایم که بتوانم در این دنیا تا اقناع سهم خودم سود بگیرم !!
بین خواستن و توانستن یک قدم است و آن اراده است !!
و این روح تنوع طلب و گریزان را آرام کردن مانند یک جنگ داخلی راون فرساست !!
من باید بتوانم ..زمان میخواهد و اراده و فکر اینکه هیچ فکری و هیچ کسی مانع من نیست !!
هنوز همانم ..همانم که چشمانش را می بست ووجود لطیف زمانه را کودکانه احساس میکرد !!
هنوز همانم که پاکی اش را با رنگهای سپید ابرها می سنجید !
با تمام دور شدنها
خود فراموش کردن ها
با تمام فهمیدن گلایه ها و کاستی ها
هنوز همانم !!
روح دست نخورده ای که در نوسانات بودن کامل میشود ..همان که نزدیک ترین است به آن وجود جاری و سرشاردر حجم دنیا !!
همانم ولی گلایه دارم .همانم ولی قدرت دارم .همانم ولی میتوانم .من همان ساده ام که گول نمیخورم !
همان تند زبانم که گر چه زمانه به او یاد داد به روی مردم زمین دروغین لبخند وا کند ولی کینه ندارد !
همانم ولی یاد گرفتم که داشته باشم و رها باشم
دل ببندم و آرام بگیرم !!
دلگیر شوم و نفس بکشم آنقدر عمیق که تمام درونم را بشوید
همانم که هنوز نزدیکم ! ولی دورم از آن نباید های خشن و عذاب آور رنجش روح
همانم ولی بهتر !!
الان کاملا " مفهوم استیصال رو درک می کنم وقتی که میدونی 9 صبح فردا بدون فرجه 300 صفحه امتحان داری و سرتم درد میکنه و کتابشم همش تطبیقی کار کرده باشه یعنی آیین دادرسی کیفری ایران رو بگه بعد فرانسه بعد بلژیک و گیج بشی که کدومش رو بخونی تا بخوای خیالت رو راحت کنی که فقط ایران رو میخونم این استرس بیاد که نکنه از اون یکیها هم بیاد تنها چاره کار اینه که عطاشو به لقاش ببخشی و بیایی تو اینترنت وب گردی و به خودت قول بدی که ساعت 9 بری تو رختخواب تا حداقل صبح یه نگاه بکنی ولی نه ولش کن !!
تا حالا اینجوری نرفتم سر جلسه !!
دلم به اون یک دوری که قبلا" خوندم خوشه !
خدا به خیر کنه !! درس خوندن در تابستون 40 درجه حتی زیر کولر کار آدمای خره !!
***
تو این گرما و تو این یک هفته اکثر نقاط گرگان برای تمام روز نه آب داشتن نه برق !!
حالا شانس آوردیم محل ما آب داشت !!
فکر کنین چه فلاکتی به بار میاد
حالا خوبه به این دولت میگن دولت پاسخگو مگرنه چی میشد؟
***
من باید به خودم بقبولونم که با رانندگی لنگه ظهر که تک و توک ماشین تو خیابوناست نمیشه حرفه ای شد !!
ااوو بابا حرفه ای
***
شما وقتی مغزتون میگوزه چیکار میکنین !! من یا به یکی زنگ میزنم غرغر میکنم یا اینجا غرغر میکنم البته الان که اینجا نشستم سر 2-3 نفر غرغر کردم..
برین تا بو نگرفتین
سه تا زندایی دارم که معنای واقعی جاری ان
یه بار که ۷ ساله بودم از من پرسیدن : مریم کدوممون رو بیشتر دوست داری
یه ذره فکر کردم دیدم که هیچ کدوم واسه من کار خاصی نکردم زن دایی لیلا از همشون باحال تر بود و هست ولی فکر کردم اگه اونو بگم دو تای دیگه باهام بد میشن بنابراین گفتم :
هیچ کدومتون
فکشون داشت میفتاد گفتن : چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گفتم : خوب چیکار کردین که دوستون داشته باشم
بزرگ شدم شروع کردم منگول بازی درآوردن کشکی دوست داشتن این و اون
زن دایی ها هنوزم با خنده و تعجب این داستان رو تعریف می کنن
***
برای رفع قوانین تبعیض امیز امضا کنین :اینجا
***
یکی نیست در راه خدا و برای آرامش این روح پزیشان واسه ما یه قالب طراحی کنهو خیرات بده در راه خدا
اول از همه رفع ابهام کنم که نه از مردا بدم میاد نه تو زندگی شخصی ازشون بد دیدم تا بشینم و این چیزا رو بنویسم و نه میخوام یه طرفه به قاضی برم !!
یادتون باشه با داد و هوار بخونین !!
گور پدر این مردا که در همه حال (رانندگی ، دوچرخه سواری، راه رفتن ،حرف زدن ، معامله کردن و هر کار دیگه ای )به فکر اسمش چیه ، همون که مودبانه است ، آها ..عورت،واژن .
و از کنارت رد مین تا لباشونو جمع نکنن ،زر نزنن ، به کناریشون اشاره نکنن یا موقع رانندگی دنبالت موس موس نکنن یا فرمون رو نپیچونن می میرن !!
اصلا" فکر نکنین مهم ان و پخی ان !!
ولی دیگه کفری ام اساسی !!
به طور ناخوداگاه از موتور ترس مرضی گرفتم !! اینقدر که ترسیدم الان یکی میخوابونن در کونت (نه ببخشید باسنت ) یا روسریتو میکش یا خیلی آدم باشن زر میزنن !!
این اعمال خرانه در مراکز شهر بیشتر از همه جا هست !!
اصلا" مسئله چیزی بودن یه دختر نیست !!
فقط کافیه شبیه یه دختر باشه و میمون نباشه !!
میشه به جرات گفت 90% مردا همین طوری ان
هر چی فحش دارین به حرمت انسانیت نثارشون کنین !!