|
زندگی برای آنان که می اندیشند یک کمدی است و برای آنان که احساس می کنند یک تراژدی ! (هوارس)
|
اینکه نمی توان دیگر واسه کسی له له زد جای بسا خوشنودی دارد !
از آنجایی که شخصا" همیشه روی یک پاشنه نمیچرخم گاهی قاط میزنم!هوای قلب های سرخ و سفید میکنم ! هنوز نمیدونم ادای کدوم یکی رو دارم در میارم ! کدوم رو هستم !
(الان به یه سری آرزوهام دارم فکر میکنم که نیمخوام بگم !)
کلاسم میاد پایین بگم بزرگ شدم ولی دیگه بزرگ شدم !
فقط یه نموره به هارت و پورتام عمل نمیکنم !
سعی میکنم دهن لق نباشم ! ولی شما رو به عزیزتون آمارای احساسات و افکار این وبلاگ رو بی خیال شین که
***
در همین ایام ! جادوگری بودکه نمیخواست چروکیده باشه برای همین لیفتینگ کرد !
نمیخواست دماغش دراز باشد برای همین دماغش را عمل کرد !
نمیخواست روی جارو سوار شه و و اونجاش درد بگیره برای همین پرادو خرید !
نمیخواست یک پیشی سیاه زشت داشته باشه برای همین یه پیشی سفید ناناس خرید !
اون نمیخواست خونه اش تک و تنهابالای یه کوه تنها وسط ابرای سیاه باشه !برای همین رفت وکنار همه یه خونه خرید که سنگ مرمری بود
جادوگر خیلی خوش اشتها بود دیگه سوسکا و مار و ملخ دلشو زده بودن برای همین مرغ و ماهی و گوسفند و گوساله میخورد !
جادوگر حالا خیلی خوشگل بود و دیگه تنها نبود و کلی دوست پسر داشت ولی جادوگر هنوز جادوگر بود !!!
پ.ن : یه جورای احساس میکنم جالبه ولی یه جورای چرت و پرته ! (قبول دارم آبجی ، قبول دارم دااش )
*بهتر شدم و میدانستم که میشوم و خیلی وقتها می طلبت که باشی تا بشوی !
باید درونت لمس کند تا حس اش باقی بماند ! لمس حس بی حسی هم به احساسات ما اضافه شد !
گرچه عوض میشود !! هر چیز عوض میشود و این جمله کلیشه ای که : کاش چیزی عوضی نشود خیلی اینجا جا دارد
همه چیز را می گویم ،فریاد میزنم ، یا جیغ بنفش میکشم !! این آدمای تو دار چه میکنند ! مرداب نمیشوند ؟ همین جوریش گل و لای میگیرم تا لایروبی کنم خودش کلی ،کلی میشود!
**از درس خواندنم راضی نیستم !! کمکی میخواهم که وراج تر ازخودم باشد(در نصیحت های روان شناسانه ) یا حتی اگر جوال دوز نمی زند سوزنی نثارم کند که اینقدر تنبل نباشم !
*** عروسی بودم ! خوش گذشت ! خیلی ! من در همه جا حاضر و ناظر بودم ! خوب این علت اش این بود که هم دخترخاله عروس بودم هم داماد ! واااااااااایی رفتم یه آرایش خلیجی کردم یه طرح رو صورت یه تاتو موقت هم رو بازو! من بودم و کلی احساس خود شیفتگی !
**** تو آزمون ارشد هم ثبت نام کردم ! خواستم خیالم راحت شه بعد بیام اینجا رو آپ کنم ! چه خیال راحت شدنی ! روزی 2 ساعت درس میخونم !! خلاصه اینو هم کردیم !!!!!!!!!!!
*****بازم شعر که برای این وبلاگ مثل آبه رو زمین گر گرفته !
بعد این نگرونی از خیابون به این خیابون روندن و سرگردون بودن رفتن تو کوچه همه آشنا ها به در و دیوار خونشون نگاه کردن و برگشتن !
منتظرم ولی منتظر چی نمی دونم!
من چی میخوام . میدونم کی ام و چی میخوام ولی انگار نمی دونم !گیجم از کارای خودم.
اینجا برزخه ..درگیری نیست . حس نوجونی و جوونی نیست ! برزخه !
دلم شده لحاف چل تیکه ! هیچکی نشکسته خودم شکستم ! هیچکی نرفته خودم رفتم !
من چی میخواستم چرا اومدم که برم !
این روزا میگذره ! دلخوشی میاد ! یاس میاد !
بازم میگم کاش این روزای داشت خوب بگذره ! کاش نتیجه اش خوب بشه لا اقل
دلم شور میزنه! خیلی شور ! خیلی شور

اسیر روزهای داشتم که به برداشت برسم ! و هر چه میگذرد بر وسعت این کشتزار به وسع خودم می افزایم ! کاش صبور باشم برای این روزهای وسیله برای رسیدن به خود بودن !
روز های پس از هم میگذرد و آنچه بشتر میشود و انجام میشود تکلیف من است!
ولی آنچه هر روز بلاتکلیف تر از روز قبل میشود وآنچه معناهای کوچک و شیرینش را از دست میدهد دلم است !
کلافه که میشوم نه مجازا" و تمثیلی ،واقعی تهوع می گیرم !
کاش دلم تکلیفش را بداند در این ازدحام آمد و رفت ها !
***
این شعر خیلی قشنگه (پس از مدتها شعر )
خاک و خدا و عشق
... و انسان شروع شدآغــــاز می شدیـــم که پایـــان شــروع شــد
درذهـــنمان خــــیال پــــــــریـدن جــوانـــه زد
گنــدم بهـانه بـود و عــصیان شـــــــروع شد
با جـــرم لـــمس میـــوه مــمــنوع باغـــبـان
تبــــعید و شــــکنجه و زنــدان شــــروع شد
مــــحکوم می شدیم به حبس ابد هـــــمه
فــــصل عـــذاب و غــربت انسان شروع شد
بـــا این خیال خام
"رسیـــدن به اصلمــــان"ازکــــوه رد شـــدیم بـــیابان شـــــروع شد
اســــفندمان گذشــت به امـــید نو بـــــهار
روز نـــخست عــید زمــستان شــروع شد
انسان مچاله میشد و در ذهن خسته اش
گنـــدم دوبـــاره رست، غم نان شروع شد
(رضااربعین)
گریه نمی کنم بر رفته ها که آنکه و آنچه رفته است رفتنی بوده ونداشته ها یا تعلق نداشته اند و یا تعلق می پذیرند دیر یا زود !!
گریه نمی کنم برای این سکوت و این تمیزی حاکم بر قلبم که ترجیحا " آرامش ام را دنیا نمی دهم !
رفته ها که میروند بادی میوزد که خاکستر هم نگذارد از آنچه نباید باشد !
کاش میشد لگامی زد به این فکر پران که آنوقت میشد همیشه و همه حال به هدف فکر کرد !
گریه نمی کنم بر نداشته ها و رفته هایی که از همان اول آمدنشان افتان و خیزانند !
***
و اما سخنان جدید رئیس جمهور محبوب:
تا سال ۹۱ بنزین صادر میکنیم.!!!!!
ساعت کار زنان متاهل نسبت به تعداد فرزندانی که دارند کاسته شود تا آنها بهتر بتوانند به مسوولیت اصلیشان عمل کنند
من نمیگویم خانمها کار نکنند، بلکه معتقدم آنها باید در صحنه حضوری فعال داشته باشند.
اینکه میگویند دو بچه کافی است، من با این امر مخالف هستم. کشور ما دارای ظرفیتهای فراوانی است. ظرفیت دارد که فرزندان زیادی در آن رشد پیدا کنند، حتی ظرفیت حضور 120 میلیون نفر را نیز داراست. !(!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!به توان پاپیون )
این غربیها خود دچار مشکل هستند و چون رشد جمعیتشان منفی است، از این امر نگران هستند و میترسند که جمعیت ما زیاد شود و ما بر آنها غلبه کنیم، به همین خاطر مشکل خودشان را به دیگر کشورها صادر میکنند.
من معتقدم خانمهای متاهل میتوانند نیمهوقت کار کنند، ولی حقوق کامل بگیرند(به این میگن سیاست کامل بهره وری از انرزی کار )
در حال حاضر جمهوری اسلامی ایران این ظرفیت را دارد که به عنوان یک مولفهی تاثیرگذار در سطح بینالمللی حضور داشته باشد