|
زندگی برای آنان که می اندیشند یک کمدی است و برای آنان که احساس می کنند یک تراژدی ! (هوارس)
|
چرا من نمی تونم با کسی دشمن بشم !! از کسی کینه به دل بگیرم !! ودیگه تو روش نگاه نکنم !
بعضی وقتها تو هپروت فکر میکنم به فلانی که خیلی به من بد کرده یه خوبی کنم که کپ کنه !
یکی نیست به من بگه آخه بی شعور احمق ...
دارم به خودم یاد میدم از خیلی ها متنفر بشم و همون جا دفنشون کنم !
هنگام نگاه به تصاویر انقلاب به هیچ عنوان نمی توان بدون واکنش ماند نسبت به آن همه هماهنگی ! نکته جالبی که در این مورد خیلی برایم جالب است حضور همه اقشار جامعه در این اتحاد است به هیچ عنوان طبقه خاصی را نمی بینی !! از همه ایدئولوژی ها و پوشش ها در میان جمعیت به چشم میخورد و همه گویی یک روح شده اند !
اینکه 15 سال قبل از انقلاب جامعه شناسان انقلاب ایران را پیش بینی می نمودند و عدم لیاقت رژیم سابق و رهبری خمینی که عده ای می ستایندش و عده ای او را یک بیمار روانی میدانند همه مورد بررسی کسانی بوده در آن زمان وقایع را لمس نموده اند !!
ولی آنچه که برای من به عنوان یک نسل سومی که اینک دیگر نام نسل سوخته گرفته این است که اول از همه آیا این انقلاب باعث سوختن من شد !
حیرانیم از آن حضور بی سابقه و رهبری قاطعانه که قابل تردید نیست سر جای خودش !
در مقام مقایسه وقتی حاصلش دامن گیر من و همچون منی شده شباهت زیادی بین مشروطه و انقلاب به چشم میخورد سلطنت ستیزی از سالهای بسیار قبل از انقلاب آغاز شده بوده و به علت نداشتن دانش تدوین قوانین و علم اصولی مملکت داری که اقتباس از غرب است مدتها این تحرکات در تلاطم و تاخیر ماند !
با تلفیق اسلام(احکام مدنی و قانون مجازات اسلامی ) و حقوق غرب (قانون تجارت و بیمه .و کار و...)که اقتباس کاملی از حقوق فرانسه و بلژیک است .که در واقع این تدوین بر اساس همان جمهوری اسلامی است که خمینی مطرح نمود انجام شد.
ولی قرار دادن قوانین اسلامی به صورت عجولانه وصرف باعث سیر قهقرایی در قوانین مدنی شد ! و اعمال تعصب شدید حتی نسبت به احکام ثانویه هنوز این قوانین را دست نخورده گذاشته است ! تاثیر قوانین اسلامی به حدی بود که سن رشد را از 18 سال به 15 سال برای پسر و 9 سال برای دختر تقلیل داد .
هر گونه انتقادی از وضع اداره جامعه محاربه با اسلام و انقلاب تلقی شده و میشود چند سالی بیشتر نیست که گفتگوهای بعد از اخبار سراسری را گذاشته اند آن هم می آیند و به هم پاس میدهند و آخر سر هم بدون حل می ماند .
و خیلی چرا ها بدون پاسخ می ماند !! که هیچ کدام ضابطه خاصی ندارند .
حقوق بشر و حقوق زنان – مطبوعات – موسیقی- اقتصاد بیمار – سیاست نا هماهنگ خارجی- سوءمدیریت – فساد اقتصادی- سست شدن بنیان خانواده ها و... همه مشکلاتی هستند که برای آگاهی از آنها لزومی نیست که در پی اطلاع بود .
؟؟؟

از این احساس تنهایی خود ساخته که هر چی میکشم از همین احساس مسخره است آخر قلبی که مدتها است نمی داند نیشتر چیست احساس تنهایی اش از کدام گوری برمی خیزد !!
*سر کوچمون یه مهد کودکه که اسمش آناهیده
من دلم میخواد برم اونجا دنبال بچم !!
*چند بار بهتون بگم خلطهاتون رو ، روی زمین تف نکنین من سر به زیر راه میرم !
گوجه کیلویی ۱۲۰۰ تومن امروز میگن کشیده پایین ۶۰۰ تومن
سیب زمینی ۶۰۰ تومن
پیاز ۵۰۰ تومن
گوشت ۶۰۰۰تومن
سیب ۶۰۰ تومن
پرتقال ۶۰۰ تومن
بادمجون ۶۰۰ تومن تو میدون تو مغازه های محله ها ی ما ۱۰۰۰
خیارشور ۱۳۰۰ کیلویی
***
پ ن ۱:بنویسم بدون شرح خوب دلم نمی یاد شرح پریشانی ندم !!
پ ن ۲ :نفت رو سر سفره هاتون احساس کنید ! حالشو ببرین!
پ ن ۳ : بعضی استادها واقعا " چقدر عقده ای ان مخصوصا" اون گداهایی که معتبر شدن (گدا نه گدای اون چیزای بالا گدای شخصیت و فرهنگ ُ گرچه اگه بالایی ها نباشن و شکمت سیر نباشه فرهنگ کیلویی چنده ؟)