تبليغاتX
مریم بانو
زندگی برای آنان که می اندیشند یک کمدی است و برای آنان که احساس می کنند یک تراژدی ! (هوارس)
ببین اصلا بهش فکر نکن . اصلا " جنبه های منفی رو در نظر نگیر ! ببین به اون مسئله که خیلی باحاله فکر کن ! عضلاتت رو رها کن و نفس هات رو بشمار و به حس زنده بودن فکر کن یا یه دست راستت فکر کن !

به این فکر کن به اون فکر نکن !

کنترل کن ! سرد کن اونور رو گرم کن !

صبر کن . صبر کن . صبر کن ولی وقتی لج کردی تا آخرش برو

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم فروردین 1386ساعت 13:28  توسط مریم بانو  | 

۴-من از شباهت تخمه ژاپنی و بادوم درختی تو آجیل درس هایی گرفته ام که مپرس ؟

۱- نازم به جمال هر کی که امسال عید عیدی بیشتری داد

۵- فاحشه های شرقی هم بانوی شرقی اند به هر حال !

۳- هر قدر ساعتهای درس خوان بودنم بیشتر میشود پست های این وبلاگ کوتاه تر

۲-چه حسی داره شکست قاعده هاا مثل اون پسرا که وسط ماه رمضون تو یه خیابون شلوغ یه بربری گنده رو درسته گاز میزدن و غش میکردن از خنده

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386ساعت 17:33  توسط مریم بانو  | 

عمید صادقی رو تازه کشف کردم اون که بود من کجا بودم نمی دونم ! (سخن از زبان ما می گویند )

وقتی عقیده عقده خوانده می شود

و نور چراغ در آب مهتاب تلقی

و متانت زمین

زیر برف یخ می زند

نان از یتیم خانه می دزدیم

و می فهمیم

دزد اشتباه چاپی درد است

 

 

میخواهم نبینمت

که دیدنت

گذاشتن لیوانی شکسته روی لبانم است

تو دمت گرم نیست

وچنان برودتی در تنت

کخ خون در رگم قنیل می شود

وحیف که شعر ترا بگوید

بس که بد بدرقه ای

 

نگاه شکوه الفبا است

پیش از اختراع خط

ومن بی تو

چیزی شبیه ساعتم ، بی عقربه

یادت می آید

با دست های بریده برای عشق شال بافتیم

و او رفت

(عمید صادقی )

 

 

پ . ن :ذهنم پر از کلمات تو در تو شده ..کلماتی که به هم نچبیده اند

پ . ن۱ : باید درس بخونم

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم فروردین 1386ساعت 22:25  توسط مریم بانو  | 

آغاز اين روياهاي ناهماهنگ آغاز بلوغم بود فكر ميكنم تا سترون شدنم ادامه يابند !

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم فروردین 1386ساعت 21:51  توسط مریم بانو  |